-
خوب تقریبا یه سال از نوشتم من تو این وبلاگ گذشت. من به هیچ عنوان از کلمه ی خداحافظی خوشم نمیاد و وقتی میرم تو وبلاگ هایی که آخرش با خداحافظی به پایان رسیده خیلی حرصم می گیره. اما متاسفانه آدرس این وبلاگ رو عده ای فهمیدن که نباید می فهمیدن. بعضی اوقات تو زندگی ماها به سری اتفاقاتی می افته یا یه سری حرفایی می شنوی که اصلا انتظارشو نداری. اینکه از یه نفر 8 ماه یه چیزی رو بخوای و دست آخر ببینی که برعکسشو انجام داده. یا یه چیزهایی بشنوی که قبلا برعکسشو فرض می کردی. متاسفانه دیشب این اتفاق تو زندگی من افتاد. من الان به یه مسافرت نسبتا طولانی خواهم رفت. و از همه ی عزیزانی که تو این یه سال اذیت شون کردم یا خدای نکرده ناراحت شون کردم به خصوص : سوما روژین و پرستو که تو پست قبلی یه کم از دستم ناراحت شدن معذرت می خوام. ببخشین دیگه. باور کنین هدفم از اون پست بازگو کردن اون اتفاقات از زندگی من بود که خواستم اینجا بگم تا انشالله واسه کسی دیگه تکرار نشه. اما خودم نوشتن رو ادامه میدم. در وبلاگی دیگه. کسی که قلم من رو بشناسه سریع پیدام می کنه. جای دوری نمیرم...
نوشته شده در ساعت
توسط -| |

